هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

128

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

حرمين شريفين را نداده ، او را « منفعت » خويش مىدانستند ؛ و حال آن‌كه آنها هم در اخذ وجوهات رسمى در « مكهء معظمه » يا در « مدينهء طيبه » طورى اسباب فراهم آورده‌اند كه مفر ممكن نيست . پس اگر خود حجاج ، بدون ملاحظه ، اين‌جور وجوهات جزئى را بدهند ؛ نه آنها « بد سلوكى » را مىكنند و نه اينها آبروى خود را به دست خود مىريزند . شخص « آبرومند » نبايد « پول » را محبوب‌تر از « آبروى » خود داند و باعث « بدنامى » جمعى باشد . در حقيقت ، « كرامت » و « سخاوت » صفتى است فطرى و طبيعى ، كه از اوصاف حسنهء انسانيه است ، چه در سفر و چه در حضر ؛ هركس موصوف بدين صفات شد ، بعض مقامات انسانيت را دارا است . [ بيت ] كرم مرد به « جود » است و سخاوت به « سجود » * هركه اين هردو ندارد ، عدمش بِه ز « وجود » خامسا اگر حاجى به قدر امكان اسباب سفر خود را « مخفف » نمايد ، موجب آسودگى خاطرش خواهد شد و تخفيف كلى هم در مخارج مىكند ؛ مثلا رخت زمستانى را به « حجاز » بردن لازم نيست . اگر كرايه حمل‌ونقل آنها را در محلّ حاجت به ملبوس زمستانى صرف نمايد ، البته به مراتب بهتر و پاكيزه‌ترش را خواهد پوشيد ، زيرا در همه‌جاى آن صفحات ، حتى در « ينبع » جميع ملبوسات و ما يحتاج حاضر و مهيّا است . اكثر مردم سوغات خانه‌اش را در « اسلامبول » يا در ساير شهرها از بىملاحظگى گرفته ، با كمال مشقت ، خرج و كرايهء باديه‌ها و درياها را داده ، باز به « اسلامبول » برمىگردانند ، و بسا ديده شده كه اكثر حجاج از عدم بىاطلاعى از ولايت خود جميع ما يحتاج اين سفر را بار كرده ، به اتفاق خود برمىدارد ، به گمان اين‌كه معمورتر از همه‌جا وطن خودش است ، كه در ساير امصار لوازمات اكل و شرب و رخت ممكن نمىشود . اين خيال بىمعنى است . در همهء شهرها عرض راه ، در هر موقع ، هرچه لازم باشد ، موجود و موفور است .